آموزش

همه چیز برای همه



نویسنده: علی حسینی

 


    کلام، یک قدرت بالقوه و یک انرژی متراکم است. قوی ترین شکل ارتباط که می تواند درون آدمی را جلوه گر سازد، سوءتفاهم ها را کم کند و افکار دیگران را در مناسبات همسو نماید و از دردهای درونی بکاهد.
    شما تا چه اندازه به گفت وگو و بحث های مختلف خانوادگی اعتقاد دارید آیا جزو آن دسته افرادی هستید که برای برقراری ارتباط کلامی در کانون خانواده وقت خاصی در نظر می گیرید، مثلاً پس از صرف شام و تماشای یک سریال مورد علاقه تلویزیونی و یا آن که معتقدید کلام تنها چیزی است که نمی توان برای آن برنامه ریزی کرد. اگر پدر خانواده هستید در اولین لحظه پس از ورود، پیش از آن که آبی به دست و صورت زده باشید، وارد آشپزخانه می شوید و با همسرتان که در حال آشپزی است، صحبت می کنید و یا این که ترجیح می دهید فقط سلام و احوالپرسی کنید و تمام حرف ها را برای هنگام غذا خوردن نگه دارید شاید هم جزو افرادی باشید که چندان به مکالمه و ارتباط کلامی اعتقاد ندارید.
    ***
    متخصصین تعلیم و تربیت و کارشناسان مسائل خانوادگی می گویند ارتباط کلامی به هر بهانه ای می تواند تعلقات خانواده را عمیق تر و در نتیجه احساس رضایت از زندگی مشترک را افزایش دهد. دکتر رضا قائمی کارشناس مسائل تربیتی در این باره می گوید:
    «کلام یک قدرت بالقوه و یک انرژی متراکم است. کلام قوی ترین شکل ارتباط است که می تواند درون آدمی را بروز دهد، سوءتفاهم ها را کم کند و افکار دیگران را در مناسبات همسو نماید. به قول شاعر:
    تا مرد سخن نگفته باشد
    عیب و هنرش نهفته باشد
    یکی از مشکلات بسیاری از خانواده های ما همین است که کمتر با هم حرف می زنیم. وقتی از طریق کلام ارتباط ها ضعیف می شود، درون هر کدام از اعضای خانواده تک تک پر می شود از سوءتعبیر، سوءبرداشت، سوءتفاهم، خودخوری و.‎/‎/ و این خیلی مضر است. چه اشکالی دارد که حتی خانواده ها ساعاتی از شبانه روز را به صحبت کردن اختصاص دهند. تلویزیون را خاموش کنند، دور هم جمع شوند و به بهانه ای حرف بزنند. این یک اصل مهم تربیتی است که متاسفانه با هجوم پدیده های مدرن به زندگی ما بسیار کمرنگ شده است.»
    این کارشناس در ادامه عنوان می کند:
    به هر حال هر یک از این پدیده های مدرن در نوع خود باعث سست شدن ارتباط تنگاتنگ خانوادگی شده اند. در حالی که در شکل زندگی نه چندان دور این جامعه مؤلفه های دیگری مطرح بود. حتی گاه یک موضوع به یک مراسم تبدیل می شد. مثلاً یکی از افراد مسن و دنیا دیده داستان های سلسله واری را روایت می کرد و تمام فامیل، دوستان و آشنایان هم جمع می شدند و گوش می کردند و یا این که مجلس خانوادگی به جلسه قرآن خوانی، مثنوی خوانی و شاهنامه خوانی تبدیل می شد. گاهی بازی های آموزنده و سالم خانوادگی که نوعی تفریح مشروع و عرفی به حساب می آمد انجام می شد و خلاصه این که نه تنها افراد یک خانواده بلکه افراد فامیل و گاه گروه های بزرگ تر مثل همسایگان، دوستان و آشنایان یک جا جمع می شدند و در خلال مصاحبت های مداوم از پندآموزی و یادگرفتن نکات اخلاقی و ادبی پیران پخته و با تجربه نیز بی بهره نمی ماندند.
    و در ادامه می افزاید:
    «چنین مصاحبت های گسترده ای علاوه بر ایجاد ارتباط کلامی که احساس محبت و صمیمیت یکی از نتایج آن بود در نوع خود می توانست مسائل دیگری را هم تحت پوشش قرار دهد. مثلاً انتقال فرهنگ به فرزندان، آموزش نکات اخلاقی و تجارب بزرگترها به آنان، احساس آرامش در کنار پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و دیگر اعضای فامیل.»
    در دنباله صحبت های پرحرارت این کارشناس می توان چنین تصویری از زندگی نیمه مدرن امروز ارائه داد: وقت همه ما تنگ است. تنگ تر از آن که حتی روزی یک ربع ساعت با فرزندان خود حرف بزنیم. دعوت های خانوادگی حتماً باید پذیرایی آنچنانی داشته باشد با ظروفی آنچنانی تر، پس چندان صرف نمی کند که هر هفته میهمانی بگیریم. بنابراین به میهمانی هم نرویم بهتر است چون هر رفتنی، یک آمدنی هم دارد. تمام طول روز را کار می کنیم و برای کار بیشتر و کار بیشتر باز این طرف و آن طرف را سرک می کشیم. شب هم وقتی به خانه رسیده ایم که دیگر همه بچه ها خوابند و ما ساعتی کمتر وقت داریم تا با همسرمان بنشینیم، شام بخوریم. فرصت باقی مانده هم در اختیار تلویزیون است. تلویزیون خود به جای ما حرف خواهد زد و خود وقت خوابمان را گوشزد خواهد کرد. هیچ تفاوتی ندارد.
    چقدر با هم حرف می زنیم
    چقدر با هر حرف می زنیم چه زمانی با هم حرف می زنیم؛ در شاداب ترین لحظه های روز یا زمانی که خسته و خواب آلودیم چرا باید حرف بزنیم و در نهایت این که اگر این روند ادامه پیدا کند چه بر سر خانواده خواهد آمد نعمت الله خرسندی شهروند ۳۵ ساله، کارمند می گوید:
    «۷ سال است که ازدواج کرده ام، بلافاصله پس از ازدواج از شهرستان به تهران آمدیم. یک فرزند ۴ ساله هم دارم، تمام فامیل هایمان هم در شهرستان هستند مگر آنهایی که تقریباً از پیش هم کمتر ارتباط داشتیم. همسرم به خاطر گرفتاری فرزندمان نمی تواند سر کار برود و همین در طول روز موجب دلتنگی مفرط وی می شود. من هم شب دیر وقت به خانه می روم و مجبورم دو جا کار کنم تا چرخ زندگیمان بچرخد. از این بابت هم خیلی خوشحالم که توانسته ام در طول چند سالی که تهران هستیم، موقعیت خوبی را از نظر کار برای خودم فراهم کنم خب خدا را شکر ولی مشکل اصلی این است که نمی دانم با دلتنگی و افسردگی همسرم چه کنم. تقریباً افسرده شده است، بهانه گیر شده و گاه پرخاش می کند.» وی در ادامه عنوان می کند:
    «نکته مهمی که می خواهم عرض کنم این است که مشکل من عمیق تر است. من و همسرم، اعصابمان را از دست داده ایم. همسرم می گوید بین ما فاصله افتاده و حتی احساس می کنم خوب نتوانیم فرزندمان را هم بزرگ کنیم، مطمئناً دوستانش در آینده نخواهند توانست جای عموها و دایی ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ را برایش پر کنند. بدبختی ما این است که وقت نمی کنیم دور هم جمع شویم و حرف بزنیم، وقت نمی کنیم به بهانه تفریح و یا حتی قدم زدن چند ساعتی را با هم باشیم و این مشکل اکثر مردم پایتخت است حتی آنهایی که مثل من نیستند و تمام فامیلشان هم اینجاست.»
    یکی از سنت های خوب ایرانیان جمع شدن خانواده دور یک سفره است که متاسفانه به دلیل مشغله های متعدد اکنون کمرنگ شده است. با این همه کارشناسان توصیه می کنند دو وعده و یا لااقل یک وعده برای غذاخوردن در طول روز تمامی افراد خانواده موظف به جمع شدن دور یک سفره باشند. این وعده غذایی مثلاً می تواند صبحانه باشد و یا شام اما چند توصیه در این زمینه:
    به صورت خانوادگی تصمیم بگیرید که به شکلی جدی یک وعده غذایی را با هم و در کنار هم باشید. اگر فرزندتان زود به مدرسه می رود و یا اگر پدر خانواده زودتر از فرزندان قرار است که از منزل خارج شود، دیگر اعضای خانه می توانند خود را موظف به همراهی او کنند و یا آن که برای شام دیگر اعضا منتظر پدر بمانند.
    هنگام غذا خوردن به هیچ وجه تلویزیون را روشن نکنید حتی اگر بهترین و جذاب ترین برنامه های مورد علاقه شما در حال پخش شدن باشد. این موضوع در مورد رادیو و.‎/‎/ نیز صادق است.
    کمک در چیدن سفره یا میز و جمع کردن آن به شکل گروهی نوعی انرژی مثبت را بین اعضای خانواده تقسیم خواهد کرد.
    چند دقیقه پیش از گشودن سفره و چند دقیقه پس از میل کردن غذا با لذت و روی گشاده با هم حرف بزنید. اگر قرار است خبر بدی نیز داده شود، آن را برای پس از غذا نگه دارید.
    به یاد داشته باشید که هیچ گاه ارتباط تلفنی را جایگزین ارتباط رو در رو نکنید چرا که شکل ارتباط از دور به هیچ وجه حاوی تمامی آن چیزی نیست که در ذهن شما می گذرد. حتی گاه ارتباط های تلفنی موجب بروز سوء تفاهم نیز خواهد شد. به این معنی که انتقال پیام به درستی و با تمام وجود صورت نخواهد گرفت. از تلفن فقط برای احوالپرسی استفاده کنید و موضوعاتی که احتیاج به بحث دارد را برای لحظاتی نگه دارید که با هم و روبه روی هم نشسته اید.
    به یاد داشته باشید که با هر بهانه ساده ای می توان حرف زد حتی انتقادهای خود را از هم مطرح کنید، از یکدیگر گلایه کنید. خواست قلبی خود را بروز دهید و هیچ گاه از آن نترسید که امکان دارد بیان چنین مطلبی موجب بحث طولانی و یا دلخوری طرف مقابل باشد.
    فراموش نکنید که فرزندان شما بسیار آسیب پذیرند و اگر ارتباط کلامی شما با آن ها کم رنگ شود روحشان صدمه خواهد خورد.
    مادران می توانند برای فرزندانشان قصه بخوانند و توضیح دهند و همچنین کودکان را تشویق کنند تا برایشان حرف بزنند.
    چرا باید حرف بزنیم
    ما با هزار و یک دلیل باید حرف بزنیم اما مهمترین علت آن شاید این باشد که حرف زدن مطمئن ترین پل برای پاک کردن ذهن ها از تصاویر و برداشت های زاید و پاک کردن روح از احساس های ناخوشایند است. اما آنان که کمتر به گفت وگوهای خانوادگی می پردازند:
    فرزندان خواسته ها، آرزوها و مسائل مبتلابه خود را با دوستان و آشنایان در میان خواهند گذاشت.
    همسران هر لحظه احساس دوری از هم خواهند داشت تا آنجا که به این نتیجه خواهند رسید که صرفاً باید به «زندگی زیر یک سقف» بدون تعلقات عمیق ادامه دهند. انرژی متراکم درونی ناشی از عدم بروز آنها در خلال صحبت ها آرام آرام افسردگی، توهم و انواع بیماری های روحی، روانی و جسمی را بر افراد خانواده تحمیل خواهد کرد و ‎/‎/‎/
    پس با هر بهانه ای کنار هم بنشینید و حرف بزنید



 
 
src='http://www.ghatreh.com/news/cat-0-2-20.js'>