آموزش

همه چیز برای همه

خنده

ها، ها، ها. هو، هو، هو. هِه، هِه، هِه!
اینها کلماتی هستند که انگلیسی زبان‏ها، به وسیله آنها، صدای خنده را بر روی کاغذ می‏آورند. اما به واقع، این اصوات، در زبان شما چگونه نوشته می‏شوند؟ این که ما چگونه صدای خنده را بنویسیم، زیاد مهم نیست؛ مهم، آن است که بدانیم خنده، امری عادی و مشترک در میان همه افراد کره زمین است. همچنین ما می‏دانیم که خُلق و خو و رفتارهای اجتماعی افراد هر کشور، با کشورهای دیگر و یا هر شخص با شخص دیگر، متفاوت است. و البته باید متذکر شویم که خنده، همیشه با ماست، گرچه با گذشت زمان، تغییرات زیادی یافته است.
انسان‏ها شاید تنها موجودات در جهان باشند که با صدای بلند می‏خندند و یا تبسّم می‏کنند. البته به نظر می‏رسد بعضی از حیوانات مثل سگ‏ها و اسب‏ها همیشه در حال تبسّم کردن‏اند ؛ اما از آن جا که ما نمی‏توانیم این موضوع را صریحا بیان کنیم، احتمالاً در توانایی خندیدنمان، بی‏مانند هستیم. عدّه‏ای می‏گویند که این توانایی خندیدن است که انسان‏ها را از دیگر حیوانات، متمایز می‏کند: مانند توانایی فکر کردن و خواب دیدن و...
آیا خندیدن، پدیده‏ای است که ذاتا از هنگام تولّد با شخص، عجین شده است؟ و یا انسان، بعدها آن را می‏آموزد؟ مثلاً اگر دست و پا یا شکم کودکی را قلقلک دهید، بی‏شک می‏خندد. یا اگر برای او شکلک درآورید، لبخندی بر لبانش نقش می‏بندد. پزشکان معتقدند که همه کودکان با توانایی خندیدن و لبخند زدن متولّد می‏شوند، همان‏طور که با توانایی گریه کردن، پا به این دنیا می‏گذارند. حتی کودکانی که از نعمت بینایی محروم‏اند، باز می‏توانند خندیدن را یاد بگیرند، در حالی که به طور قطع می‏دانیم آنان خندین را از مادرانشان نمی‏آموزند. به عبارت دیگر، خندیدن و لبخند زدن، جزو خصوصیاتی هستند که ما را واقعا یک «انسان» جلوه می‏دهند.
خنده در طول تاریخ

چرا می‏خندیم؟ پاسخ دادن به این سؤال، کمی سخت است. مثلاً اتفاقاتی که بیست سال پیش، خنده‏دار بودند، ممکن است امروزه خنده‏آور نباشند و یا چیزی که در یک کشور یا منطقه، خنده‏دار و مضحک تلقی می‏شود، ممکن است در کشور یا منطقه دیگر اصلاً خنده‏آور نباشد. اگر «خنده» یا «بذله‏گویی» را بنگریم، احتمالاً حدس خواهیم زد که انسان‏ها قبل از این که شروع به تکلم کنند خندیدن را آموخته‏اند. اما آنان به چه می‏خندیدند؟! شاید به حیواناتی که درد می‏کشیدند، می‏خندیدند و شاید بعد از پیروز شدن در یک نبرد، تنها احساسی که به آنان دست می‏داد، خنده بود.
اصولاً دردها و ناکامی‏ها همیشه بهانه‏های خوبی برای به خنده آوردن مردم به شمار می‏رفتند. مثلاً مدتی باب بود که مردم از «دست انداختن» یکدیگر به خنده بیفتند و یا زمانی دیگر بر این عادت بودند تا از دیدن افراد بیمار یا کسانی که نقص عضو دارند، بخندند. با گذشت زمان، جمعیت زیادی از مردم به شهرها مهاجرت کردند و بدین شکل بود که گونه‏های دیگر خنده و مسخره‏بازی در میان مردم، رواج یافت. البته شایان ذکر است که امروزه هنوز گروه‏هایی از مردم از جوک‏هایی که گفته می‏شود، ناراحت می‏شوند. عده‏ای دیگر نیز بر این باورند که یک دلیل برای لطیفه گفتن و جوک ساختن و یا بیان داستان‏های فُکاهی، رهایی یافتن از احساسات خسته کننده روزمره است که انسان را در خود اسیر کرده است.
موضوع‏هایی که باعث خنده ما می‏شوند با گذشت زمان، تغییر کرده‏اند. آنچه زمانی به صورت داستان‏های شفاهی بوده، در قالب نمایش‏نامه یا کتاب، عرضه شده‏اند و بعد از کتاب‏ها نوبت به مجلات و فیلم‏ها و برنامه‏های طنز رادیویی رسید. امروزه بسیاری از جوک‏ها و بامزه‏کاری‏ها از طریق تلویزیون و یا اخیرا اینترنت به ما آموزش داده می‏شوند که باید اذعان داشت این روند نسبت به گذشته، رشد چشمگیری داشته است.
بذله‏گویی معمولاً از آن‏جایی آغاز می‏شود که چیزی باعث شگفتی و حیرت انسان شود. این که دو نفر با هم دست می‏دهند، چیز خنده‏داری نیست؛ ولی این که یکی از آنها هنگام دست دادن، یک ماهی در دست داشته باشد، حیرت‏آور است و باعث خنده می‏شود. مثال دیگر می‏تواند این باشد که: دفتر کار یا یک اسب را در نظر بگیریم. هیچ‏کدام به تنهایی خنده‏آور و مُضحک نیستند ؛ اما اگر اسبی در یک دفتر کار بسته شود، باعث تعجب همگان می‏شود و آنان را به خنده وامی‏دارد.
به طور کلی سه نوع خنده وجود دارد: یک) خنده‏های فیزیکی، مثل زمانی که شخصی زمین می‏خورد ؛ دو) خنده‏هایی که قابل رؤیت‏اند، مثل وجود یک تصویر مضحک ؛ و سه) خنده‏هایی که از کلام افراد، استنباط می‏شوند. گاهی اوقات ما به تلفظ یک کلمه نیز می‏خندیم و یا به این که یک کلمه، دارای معانی مختلف است به دیده شگفتی می‏نگریم. امروزه این نوع «خنده» و «مسخره‏بازی» رواج بیشتری یافته است.
آخرین چیزی که درباره خنده می‏توان گفت، آن است که اساسا خنده، چیز بسیار خوبی است. بعضی از مردم معتقدند که خنده برای سلامتی مفید است و حتی مَثَلی در انگلیسی معروف است که می‏گوید: «خنده، بهترین داروست». همچنین گروه‏هایی در جهان وجود دارند (مثل: «جامعه بین المللی برای مطالعه رفتارهای اجتماعی») که انواع خنده‏ها را مورد مطالعه قرار می‏دهند و متخصّصانی در این مراکز، مشغول به کارند که در خُصوص رفتارهای خنده‏آور، کتب مختلفی به رشته تحریر درآورده‏اند و یا نشست‏هایی در ارتباط با این که چگونه و چرا می‏خندیم، با دیگران برگزار کرده‏اند.
اگر این مسئله، خنده دار نیست، پس چیست؟

 


 
 
 
src='http://www.ghatreh.com/news/cat-0-2-20.js'>