نا مردی یا خباثت و یا...

گاهی فکر میکنم با امثال این خبر دیگر هیچ جایی برای خندیدن نیست !!


افسر اسرائیلی اجازه‌ی عبور نداد، زن فلسطینی در حال زایمان به بیمارستان نرسید


نه ضجه‌های زن، نه التماس‌های مرد و نه حتی خونی که در ماشین جاری شده بود. هیچ‌یک برای افسر اسرائیلی کافی نبود که به زن در حال زایمان اجازه‌ی عبور دهد. آن‌ها برای خرید نمی‌رفتند، برای تفریح نمی‌رفتند، مقصدشان تلاویو نبود. سفر مرگ و زندگی بود به مقصد یک بیمارستان. همین. و کودک زن از دست رفت
.

فرستنده دوست عزیزمان جواد

/ 1 نظر / 16 بازدید
سحر

من گره خواهم زد: چشمان را با خورشيد دلها را با عشق ... سايه ها را با آب شاخه ها را با باد ... بادبادك ها را هوا خواهم برد گلدان ها را آب خواهم داد سرهر ديواري ميخكي خواهم كاشت پاي هر پنجره ائ شعري خواهم خواند هر كلاغي را كاجي خواهم داد آشتي خواهم كرد ... آشنا خواهم كرد نور خواهم خورد ... دوست خواهم داشت [گل]سلام خوبی عید پیشاپیش به شما دوست عزیز تبریک می گم ...دوست داشتی به کلبه محقر منم سربزن... خوشحال میشم عطر قدمهای سبزت مزین کننده کلبه کوچکم باشه روز خوش[گل][گل]